آیدای من:
تا هنگامی که هنوز کلماتی دارم تا عشق خود را به تو ابراز کنم، زنده ام. به این زندگی دل بسته ام و آن را روز به روز پُر بارتر می خواهم.
تو آخرین چوب کبریتی هستی که می باید به آتشی عظیم مبدل شوی و از زندگی من، در برابر سرمای مرگ در این بیابان پر از وحشت دفاع کنی. اگر این چوب نگیرد، مرگ در این برهوت حتمی است!
تو همه ی امید من، تو پناهگاه گرم و روشن من هستی. فردا برایت نامه ی دیگری خواهم نوشت. هزار هزار هزار بار می بوسمت... نوک انگشت هایت را، زانوهایت را، گوش های کوچولویت را و اطلسی های خودم را..