فقط میخوام اینو بگم ک ما بعضی وقتها دلمون میگیره و از دست خدا دلگیر میشیم ک مثلا چرا زندگی فلانی اینطوری هست زندگی من نیست ،،، و خدا ب ما نشون میده ک باید همیشه شکرگزار باشیم .... چون جایی ک هستیم بهترین جایی هست ک میتونیم باشیم ...
من از وقتی یادمه هی میخواستم تو زندگی جای این و اون باشم ... هنوزش هم همینه!!
من حدود ۱۰ سال پیش از ایران اومدم بیرون، و برای اینکه بتونم برم دانشگاه و درس بخونم باید یه سری کلاس زبان میرفتم ک زبان خودم برسونم ب حد آکادمیک، توی اون کلاس زبان دو تا دختر بودن ک من همیشه حسرت زندگی اون دو تا رو میخوردم... اون موقع من باید با اتوبوس میرفتم این ور اون ور.. کار نداشتم و زندگی ام کلا سخت بود ... یکی از اون دخترها ۳ ماه بود ار ایران اومده بود از طریق ازدواجی ک تا گواهینامه اشو گرفته بود سر ۳ ماه شوهرش براش ماشین صفر خریده بود.. هر روز هم ک میومد کلاس میگفت دیروز شوهرم برام اینو خرید انو خرید.... مسافرت میرفتن با هم ... یعنی یه روز نبود ک من بگم خدایا خوش ب حالش کاشکی من جای اون بودم.... از اون روزا چند سالی گذشت و حدود ۲/۳ سال پیش بود ک اون دوستم با من تماس گرفت ک هروقت رفتی بیرون بگو منم بیام
اینم بگم ک من مجردم و با دوستای مجردم بیشتر میگردم .. یکم تعجب کردم چون اون ک همیشه با شوهرش بود.. خلاصه یه شب اومد خونمون و گفت ک داره از شوهرش جدا میشه ... یعنی چیزای ک تعریف میکرد من هر روز خدارو شکر میکردم ک جای اون نبودم این اواخر جای خواب هم نداشت ک اومده چند مدتی پیش من !!!
یکی دیگه از دوستام ک اونم توی همون کلاس زبان بود ، شرایط آش کاملا مث این دوستم بود ، ازدواجی اومده بود یه چند سالی، همه چی داشت و یک روز هم تو زندگی آش کار نکرده بود .... مسافرتهای آنچنانی ، خونه مجلل و هر چی ک فکرشو بکنید ....
چند وقته پیش این دوستم هم چند بار گفت بریم قهوه بخوریم ، چند روز پیش ک رفتم دیدمش ، دیدم چقد افسرده شده، داره طلاق میگیره و اصلا حال و هوای خوبی نداره !!!
جالبه ک هر دوی اینا ب من گفتن کاشکی ما جای تو بودیم
و من گفتم یه روز هم من دوست داشتم جای شما باشم !!!
کم کم دارم یاد میگیرم جای هیچ کس تو زندگی نمیشه بود
باید بهترین خودت باشی ک یه روز همه بخوان جای تو باشن !!!