خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود...
بچه ها الان تاپیک همساده بودم استارتر یکساله عقده همون اول باردار شده اومدن عروسی بگیرن پدرشوهره فوت کرده دوهفته دیگم زایمانشه هنوز خونه پدرشه و دارن خرید عیدی و چمدون و اینا میکنن😒😒😒😒
خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود...
سلام خوبید؟ دیشب خواب میدیم اومدم تاپیک دیدم قفل شده بعد یه تاپیک دگ زده بودید ولی لینکش نبود منم حرص میخوردم که ای بابا ایناهم همش تاپیک عوض میکنن الان دوباره کسای دگ هم میان تو تاپیک باز همدیگرو گم میکنیم خخخخ ینی کلی حرص خوردما تو خواب
❤ بچه دارشدن مثل یک جادوست.مثل افسانه ای شیرین و عجیب وغریب که سخت میشد باورش کرد. آخرچطور میشود یک دفعه مادرشد. ❤ همین که اولین بار نقطه ای تپنده را نشانت میدهند ومیگویند این بچه شماست،همه چیز تغییر میکند. دستت را میگذاری روی شکمت وحس میکنی ازهمین حالا بایدقوی تر باشی. باید محافظت کنی ازاین نقطه تپنده کوچک. باید حامی اش باشی،همراهش باشی. ❤ شروع به تکان خوردن که میکند فکرمیکنی دیگر خودت نیستی ، دیگر پاهایت روی زمین نیست، لذتی وجودت را میگیرد که با کمتر چیزی قابل قیاس است. ❤ با گدذشت هر روز و هرماه چقدر عاشق تر میشوی.چقدر قلبت میتپد برایش. برای اویی که هیچ نمیدانی چه شکلی خواهد بود. چشم هایش، دهانش، انگشت هایش. ❤ از همین روزهاست که نگرانش میشوی که چرا تکان نمیخورد، چرا نمیچرخد، چرا با لگدهایش نمیگوید من اینجام. ❤ بارداری مثل یک جورجادوست جادویی که همه چیز راتغییر میدهد جادویی که تورا تغییرمیدهد و دیگر اسمت را برای همیشه عوض میکند. ❤ بعد از این کسی هست که تورا مادر صدا خواهد کرد.....❤❤❤❤ ❤❤❤خدایاشکرت❤❤❤
غذا نمی خوره شکمش بزرگ نشه ،گن هم می پوشه 😟 بیچاره اون طفل معصوم توی شکمش
وااااااای مگه میشه آخه؟ بلخره که یه کم شیکمش درمیاد مامانش نمیگه چرا انقد شیکم درآوردی؟ وای پس بچه چجوری رشد میکنه؟ وای پس به دنیا بیاد چی میشه ؟ اصلا هنگ کردما
❤ بچه دارشدن مثل یک جادوست.مثل افسانه ای شیرین و عجیب وغریب که سخت میشد باورش کرد. آخرچطور میشود یک دفعه مادرشد. ❤ همین که اولین بار نقطه ای تپنده را نشانت میدهند ومیگویند این بچه شماست،همه چیز تغییر میکند. دستت را میگذاری روی شکمت وحس میکنی ازهمین حالا بایدقوی تر باشی. باید محافظت کنی ازاین نقطه تپنده کوچک. باید حامی اش باشی،همراهش باشی. ❤ شروع به تکان خوردن که میکند فکرمیکنی دیگر خودت نیستی ، دیگر پاهایت روی زمین نیست، لذتی وجودت را میگیرد که با کمتر چیزی قابل قیاس است. ❤ با گدذشت هر روز و هرماه چقدر عاشق تر میشوی.چقدر قلبت میتپد برایش. برای اویی که هیچ نمیدانی چه شکلی خواهد بود. چشم هایش، دهانش، انگشت هایش. ❤ از همین روزهاست که نگرانش میشوی که چرا تکان نمیخورد، چرا نمیچرخد، چرا با لگدهایش نمیگوید من اینجام. ❤ بارداری مثل یک جورجادوست جادویی که همه چیز راتغییر میدهد جادویی که تورا تغییرمیدهد و دیگر اسمت را برای همیشه عوض میکند. ❤ بعد از این کسی هست که تورا مادر صدا خواهد کرد.....❤❤❤❤ ❤❤❤خدایاشکرت❤❤❤