2777
2789
عنوان

جواب سوالم

98 بازدید | 6 پست

اصلا حالم خوب نیست اشتباه تایپی داشتم دوباره میگم نظر بدین من حاصل ازدواج ناموفق ام خیلی سختی کشیدم به خاطر کارهایی که پدرم می کرد با این که خیلی درس خون بودم دانشگاه انصراف دادم چون انتخاب رشتم بد شد شاید چون مغرور بودم این طور شد بعدش دو سال رفتم سرکار تا بیماری سختی گرفتم بدتر از سرطان که بزرگترین ترس زندگیم بود با خاک یکسان شدم تا زنده ام درگیرشم روی ازدواج بچم زندگی روزمره ام تاثیر داره حالا دوست دارم بلند شم ولی هیچ توانایی ندارم  در زندگیم برای اهدافم خیلی جنگیدم ولی شکست خوردم چرا اتقدر اتفاق بد می افته برام ؟چرا من ؟

من همونی هستم که با بزرگترین ترس زندگیم رو به رو شدم بیماری که هیچ کس درک نمیکنه بدتر از سرطان باخاک یکسانم کرد وتاابد باهام هست!

اینا را نوشتم تا شاید علت این چراها را فهمیدم

من همونی هستم که با بزرگترین ترس زندگیم رو به رو شدم بیماری که هیچ کس درک نمیکنه بدتر از سرطان باخاک یکسانم کرد وتاابد باهام هست!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ایدز گرفتی؟

نه کاش اون بود می گفتم سهل اناری از طرف خودم بوده به احتمال زیاد یا مردم جامعه درکم میکردن با این بیماری زندگی مرگ تدریجی هست

من همونی هستم که با بزرگترین ترس زندگیم رو به رو شدم بیماری که هیچ کس درک نمیکنه بدتر از سرطان باخاک یکسانم کرد وتاابد باهام هست!

زندگی کردن من مردن تدریجی بود حکایت من هست

من همونی هستم که با بزرگترین ترس زندگیم رو به رو شدم بیماری که هیچ کس درک نمیکنه بدتر از سرطان باخاک یکسانم کرد وتاابد باهام هست!
زندگی کردن من مردن تدریجی بود حکایت من هست

عزیزم در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است 

تو هر شرایطی هم که بودی امیدت رو از دست نده به خدا توکل کن 

آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود 🌴ما را زمانه گر شکند ساز می شویم🎻

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز