به نظرم من فقط دركت كنم ، منم مثل شما فوبيا از دست دادن عزيزانم دارم يادمه همسرم شهر ديگه درس ميخواند من هر بار كه ميخواست بره كل سه ساعتي كه تو راه بود اشك ميرختم دعا ميكردم كه نميره تو جاده !
يك زماني خادم حرم امام رضا بود باورت ميشه وقتي تلفنش جواب نميداد تلوزيون روشن ميكردم ببينم بمب گذاشتن تو حرم يا نه !!!!!!
حالا با اين حساب اگر ميگفت ميخواهم برم كربلا به نظرم منم مثل شما مقاومت ميكردم با اينكه اعتقاد مذهبي هم دارم
من خيلي سختي كشيديم ، الان وابستگي ام به همسرم كمتر شذه به خاطر يك سري از مشكلات اما هنوز نسبت به خانواده خودم همينقدر استرسي هستم