2777
2789
عنوان

کمک

107 بازدید | 4 پست

سلام من بیست ستامه پنج ماهه ازدواج کردم..با پسر عموم.نمی اره تنهایی برم بیرون..خونه بابام هم خودش میرسونم و میاد دنبال..بازار و...تعطیل..گاهی اجازه میده با مامانم برم خرید ولی میگه تو یه روز باید خرید کنی هی نرو..اوایل قرار بود فقط برا دانشگاه چادر بزنم و میزدم ولی با مهمونی و خونه بابا نمیزدم ولی الان یک ماهی میشه میگه باید چادر سرت کنی اگه نزنم نمی برم خونه بابا

از چادر بدم میاد ولی من بدون چادر اصلا بی حجاب نبودم حتی بعد از عروسی خیلی کمکم ارایش میکنم احساس میکنم افسرده شدم حوصله هیچو ندارم هی میگم این مرد شکاکه و ببینه شما بگین چه کنم چطوری رفتار کنم خسته شدم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

اوایل اینجورین شوهره منم اینجوری بود بعد یه سال درست شد فقز سربه سرش نکن فعلا فقط بگو باشه . 

میترسم چیزی نگم تا اخر اینطور بمونه..دوست دارم یکم بهم اعتماد کنه بدونه من بدون چادر هم حواسم به حجابم هست ولی اون گیر داده بااااید چادر سر کنی 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  16 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  15 ساعت پیش
توسط   خاتون868  |  4 ساعت پیش