سلام من بیست ستامه پنج ماهه ازدواج کردم..با پسر عموم.نمی اره تنهایی برم بیرون..خونه بابام هم خودش میرسونم و میاد دنبال..بازار و...تعطیل..گاهی اجازه میده با مامانم برم خرید ولی میگه تو یه روز باید خرید کنی هی نرو..اوایل قرار بود فقط برا دانشگاه چادر بزنم و میزدم ولی با مهمونی و خونه بابا نمیزدم ولی الان یک ماهی میشه میگه باید چادر سرت کنی اگه نزنم نمی برم خونه بابا
از چادر بدم میاد ولی من بدون چادر اصلا بی حجاب نبودم حتی بعد از عروسی خیلی کمکم ارایش میکنم احساس میکنم افسرده شدم حوصله هیچو ندارم هی میگم این مرد شکاکه و ببینه شما بگین چه کنم چطوری رفتار کنم خسته شدم