2777
2789
عنوان

داستانک

99 بازدید | 5 پست



✨مجلس میهمانی بود.

پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برود.


💫اما وقتی که بلند شد، عصای خویش را بر عکس بر زمین نهاد.

و چون دسته عصا بر زمین بود، تعادل کامل نداشت...


💫دیگران فکر کردند که او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست داده و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده.

به همین خاطر صاحبخانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفت:

پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟!


💫پیر مرد آرام و متین پاسخ داد:

زیرا انتهایش خاکی است، می خواهم فرش خانه تان خاکی نشود.


💫مواظب قضاوتهایمان باشیم.

چه زيبا گفت دكتر شريعتي:

برای کسی که میفهمد هیچ توضیحی لازم نیست و

برای کسی که نمیفهمدهر توضیحی اضافه است


💫آنانکه میفهمند عذاب میکِشند وآنانکه نمیفهمند

عذاب می دهند


💫مهم نیست که چه مدرکی دارید

مهم اینه که چه درکی دارید.💝



صبور باش، چیزهای خوب زمان میبرند؛؛امپراطوری ها یک روزه ساخته نمی شوند

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز