دوستان بیکار بودم گفتم ماجرای زندگی عمه مو تعریف کنم.
قضاوت که نمیشه کرد
اما میشه نظر داد.عمه من که سوخت و ساخت
عمه من موقعی که سر فرزند اولش باردار بود شوهرش با یک خانم فرار میکنه.یعنی خانمه رو فراری میده خونه خودش که عمم شوکه میشه اما چیزی نمیگه فقط یک دعوای مختصر
هوو رو قبول میکنه و اون خانم میشه خانم خونه.
بیچاره عمم تازه عروس تحمل میکنه و .....