2777
2789
عنوان

ظربان قلب

64 بازدید | 7 پست

ای خدا بگم چیکار نکنه پسر خواهر شوهرمو خونه مادر شوهرم بودم تازه بعد یک هفته تازه دو سه روز بود دیگه ضربان قلبمو نمیفهمیدم میخوابیدم مثل ادم خواب بودم اومده جیغ میزنه چنان از خواب پریدم که الان سه ساعته ضربان قلبم عادی نشده  و بچمم ترسید تو شکمم سه چهار تا لگد محکم زد خنگ خدا یعنی ۹ سالشه ..ولی باز خوب شد که دلیل بالا رفتن ضربان قلبمو فهمیدم که استرسی هست و اعصبانیت حالا معلوم نیست کی باز خوب بشم 😭 دوباره بتونم بخوابم خدا بگم چیکارت نکنههههههه خوب

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من حامله بودم دختر خواهر شوهرم با مادر شوهرم تو ماشین ما بودن دختره در گوشم سوت زد مادربزرگش خرید براش آنچنان ترسیدم احساس کردم قلبم نمیزنه بچم تو شکمم لگدبارونم کرد مادرشوهرم هیچی هش نگفت شوهرمم قربون صدقش رفت. بعد اون قصیه یکی یهو حرف میزنه یا یهویی میاد تو میترسم جیغ میزنم

دخترکــم! زیباترین هدیه خداـ ممنون که به من حس زیبای مادر بودن بخشیدی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792