قول ميدم دخترم جوري بزرگ كنم كه هيچوقت نخواد پسر باشه
و پسرم جوري بزرگ كنم كه فك نكنه چون پسره هر كار ميخواد ميتونه انجام بده
و قول ميدم هيچوقت از من و پدرش ترسي نداشته نباشه كه استرس بگيره و بخواد چيزيو پنهون كنه
اتفاقا ب شوهرم ميگفتم با اجازت يك شب ميزارم دخترمون خونه كسي كه دوسش داره بمونه هيچ كاري نكنن فقط باشن پيش هم چون خودم براي رسيدن ب باباش خيلي سختي و دوري كشيدم