سلام بچه ها من خانوادم مشهد هستن همشون.بعد من خونم تهرانه خالم مریضه اموده تهران بستری شده بچه هاش هیجکدومشون نیومدن برای همراهیش مامان من رحمش اومده پیشش وایستاده با اینکه مامانمم مریضه خودش حالا پریروز پسربزرگش که 4سال از مامانم کوجیکتره اومده با زن صیغه ایش 😐😐😐و بخاطر اون زنه کثافط بامامانم دعواش شده و مامانمو یکی دوتا محکم زده به شونش فقط بخاطر اینکه مامانم از اون زنیکه پرسیده مطلقه ای یا نه همین...و از اون روزم پسرش دیگ نیومده ملاقاتی مامانم بعد من جمعه رفتم بیمارستان که مامانم بیاد خونه ما استراحت کنه خیلی سخت بود از طرفیم اعصابم خورد بود که جا تشکرش بوده...حتی خود منم جمعه از کمردرد چون یکسره هی حالش بد میشه قندش میره بالا فشارش میره بالا دلم برای مامانم و خالم میسوزه امروزم میخام برم میشه بگید برای عیادتش چی ببرم چون قند هم داره؟یه بار خربزه بردم این خالم جلو شکمشو نمیگیره گرفته بود همشو خورده بود قندشه رفته بود بالا.میشه هم برای اون کار پسرش هم برای عیادت که میخام برم باهم حرف بزنیم و راهنماییم کنید
واسه یه چایی خور دمای هوا مسخرهترین چیز واسه سنجش چایی خوردن یا نخوردنشه، بابا تو اصلا بگو هوا 60درجه اس باید چایی باشه که آدم بخوره حال داشته باشه بلند شه کولرو روشن کنه یا ن؟؟بابام حالش خوبه میگه برو یه لیوان چای بریز الان میچسبه،مشکل پیش میاد میگه یه چای بریز ببینیم چه خاکی باید تو سرمون بریزیم، هیچ اتفاقی نیفتاده میگه دخترم سرپایی یه چای بریز، داره چای میخوره میگه حواستون به سماور باشه ابش خشک نشه، چاییش تموم میشه میگه اخیش چه چسبید یکی دیگم بریز 😩😩😩😩رها کن پدر من . یکی بیاد خونه ما خل میشه،صبحانه میخوریم چای میدیم بعدش،قبل ناهار چای میدیم،بعد ناهار چای میدیم،عصر چای میدیم،قبل شام چای میدیم،بعد شام چای میدیم،یکی هم قبل خواب میدیم مهمون حال کنه😁😁😁نصف شبم بیدار میشن برن دسشویی تو راه بابام از چاییی ک داره میخوره بهشون تعارف میکنه😎😅😁😁😁لنتی ترین و خطرناکترین نوع اعتیاد، اعتیاد به چاییه اینجوری که الان داریم از گرما کباب میشیم ولی لیوان چایی دستمونه🤩
باورم نمیشه شدی این همه غریبه کجاست اونی که بهم میگفتن نمیره ؟ ❤️🩹الان کجایی که به لب رسیده جونم ؟ دلم گرفته و نشسته اشک رو گونم 🥲 abzarek.ir/service-p/msg/4965162💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙/abzarek.ir/service-p/msg/4965120🌷زخمی عشقی وطنم باید کنارت بمانم ...❤️و اگر من برای همه ی دنیا چیزی نبودم عیبی نداشت ؛ تنها میخواستم عزیز تو باشم 🖤 عزیز تو بودن انگار ، عزیز خدا بودن بود ...
چه پسر بي شخصيتي، فكر فرداي خودش هم نبوده! من جات بودم ميگفتم بچه هاش بيان و مامانمو مياوردم خونه ا ...
دکترش گفت یه تیکه میوه صب یه تیکه عصر که اونم خود بیمارستان میده خالمم هرچی باشه میخوره اون روز شیر کاکائو بردم خورد باز حالش بد شدمامانم میگه اکه منم نباشم تنها میمیونه کسی نیس دلم میخاد پسرشو بکشم