2777
2789
باهاش رو دررو حرف بزن اصلا پیام و زنگ به درد نمیخوره واس حرف زدن

رو در رو حرف زدم آخرش انقد گریم می ندازه ک نگو،هر وقت باهاش رفتنم بیرون گریم انداخت سره همه موضع ها

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

مادرشوهرت اخلاقش چجوریه؟

رو ب رو خوبه،تیکه می ندازه بهم،خانواده ما خیلی از خانواده ش سرن،بخدا همه خانواده بهم حرف زدن برای انتخابم من هیچی کم نداشتم نمیدونم چطور شد بهش دل بستم

چند سالته 

من تو خونه هیچ کمبودی نداشتم هیچی،الان میخواد برام چیز کوچیکی بخره ی ماه طولش میده میگه پول ندارم ،منم بهش گفتم تو منو دیدی چطور دختریم چرا اومدی جلو

اگه واقعا نمیتونی باهاش بسازی تو نامزدی تموم کن حداقل با مامانت مشورت کن یا برید پیش یه مشاوری منم شوهرم تمام نامزدی رو برام.زهر مار کرد هر شب میومدم خونشون یا میومد خونمون علکی اشکمو در میاورد بهم اعتماد نداشت شکاک بود منم به بابام گفتم بابامم نشست باهاش صحبت کرد و میخاست کارم به طلتق بکشه که ادم شد اومدیم.سر خونه زندگیمونم اونقد دعوا داشتیم حد نداره همیشه هر دعوایمیکردیم دعواهای قبلو یاد اوری میکرد منم اشک میریختم همه چیزو  بر اساس دیده های خودش میدید فک میکرد هر چی اون بگه یعنی من همونم میگف من حسم درسته کلی بهم تهمت زد تا اینکه فهمید من اهل هیج خطایی نبودم و نیستم الانم باردار شدم دیگ اخلاقش عوض شد یه روز بهش گفتم تو بهم شک داری؟بهم بی اعتمادی گف اینو نگو تو مادر بچه منی این حرفو نزن ولی دلم باهاش صاف نیس چون تهمتهای علکی بهم زد 

خدایا شکرت بابت خوشبختی ای ک نصیبم کردی

اگه واقعا نمیتونی باهاش بسازی تو نامزدی تموم کن حداقل با مامانت مشورت کن یا برید پیش یه مشاوری منم ش ...

مشاور رفتیم ،خودم باهاش حرف زدم،با آرامش حرف زدم درست نشد با عصبانیت درست نشد با دعوا درست نشد قهر هم همون بود نمیدونم آخه ب چیش مینازه ن خانواده درست حسابی داره ن مال و منال داره ،حس میکنم خریت کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز