نه به خدا هر روز در گیرم مدیر یه قسمت از محل کار همسرم هستم مدام میان اونجا ببین من هستم یا نه چون اون جا مال خودمونه همیشه نمیرم منشی بهم میگه اومدن سراغت گرفتن بعد با عجله رفتن
امروز رفته بودن سر کار با عجله از منشی پرسیده بودن من هستم یا نه به منشی سپرده بودم هر وقت آوردن به من اس بده اینم داد من خونه نبودم بدو رفتم خونه دیدم نیست زنگ زدم پدر شوهرم گفت اومدیم خونه تون نبودین