2777
2789

از اینکه ازدواج کردم و مادر شدم پشیمونم.هیچ ربطی به همسر و فرزندم و ناشکری یا ...نداره.خسته شدم از مسعولیت،خسته شدم از تنش و صبح تا شب کار کردن و برنامه ریزی و .... دلم تنگ شده یه ذره واسه خودم باشم.از همه چی خستم.دوست دارم برم جایی هیچ کس نباشه هیچ مسعولیتی نداشته باشم و هیچ برنامه ای.هر کاری دلم خواست هر وقتی هر مدتی بی اونکه به فکر هر چیز دیگه ای باشم.دوست دارم بمیرم.از زندگی کردن خسته شدم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حرفه دله منه بایدتحمل کردهمش همینوبه خودم میگم

(اهای خواهرشوهر)... من ازت متنفر نیستم،فقط اگه تو آتیش بگیری و قرار باشه بمیری و من آب تو دستم باشه ترجیح میدم بخورمش😏😏😏

عزیزم یه تایم برای خودت خالی کن یه باشگاهی یا اموزش کارای هتری خیلی برای روحیه خوبه .یه سری کارارو بزار به عهده همسرت اوایل شاید خراب کنه اما بعدا یاد میگیره.بچه رو هم مهد بزار یه تایمی

خب ی تایمی رو برا خودت بزار

من شبها وقتی همه خوابن بچمم خوابه

یکی دوساعت یاشایدم بیشتر بیدار میمونم تا ارامشو حس کنم برا خودم تنقلات میارم چای درست میکنم کتاب میخونم نت گردی نینی سایت یاهرکاری ک‌دوس دارم میکنم

یه شبانه روز بچت بزار خونه مادرت یا مادر شوهر یا هرجا که بچت راحته؛؛ یکم بخواب بخودت برس برو ارایشگاه؛؛ فرداش مطمعن باش دلت واسه بچه تنگ میشه؛؛؛ تا یه مدت هرهفته اینکارو بکن بچه رو یه شبانه روز بده دست کسی؛؛ خستگیت در میاد

گاهی برای همیشه کم میارم... گاهی برای همیشه میمیرم...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792