2777
2789
عنوان

سزارینیا

| مشاهده متن کامل بحث + 469 بازدید | 66 پست
والا ازمن ک سوال نپرسیدن راجب بیهوشی یا بی حسی چون عملم اورژانسی بود.

از منم نپرسیدن ولی بیهوشم کردن؛ اگه دوباره هم بخوام سز بشم بیهوشی رو انتخاب میکنم

   ᴛʜɪɴᴋ ʙɪɢ ʙʟɪᴇᴠᴇ ʙɪɢ ᴀᴄᴛ ʙɪɢ       ᴀɴᴅ ᴛʜᴇ ʀᴇsᴜʟᴛs ᴡɪʟʟ ʙᴇ ʙɪɢ                                                                          تاپـیك روزانه صلوات 🌱🌸🌱    

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

عزیزم..سوند ادراری...ی وسیله ای هست که نرمه و تو مثانه میکنن..و ی کیسه بهش وصله مه ادرارت تخلیه میشه ...

اهان بعد درد هم داره وقتی وصل میکنن😭

کسی تاحالاشعورو با خودش به گور نبرده ازش استفاده کنید .متاسفم واسه بعضیااا😒😒😒😒
به من‌۶ مرداد تاریخ داده 

من شبه قبل عمل سوپ خوردم ساعت هفت با يكم برنج ديگه چيزي نخوردم صبم ساعت شش رفتم بيمارستان تا پذيرش شدم  و برام سوند گذاشتن كه خيلي جندي بود و يكم درداور بعدم رفتم اتاق عمل ساعت  ١٠:١٠ دقيقه صب دخترم دنيا اومد من بيهوشي كامل بودم دو سه ساعت ريماوري بودم دوبارم شكممو فشار دادن كه خيلي درد داشت بعدم اوردنم بخش شب ساعت هشت از تخت بلند شدم درد داشتم ولي نه زياد شياف برام ميزدن هر موقع درد داشتم تازه خودمم بچه رو بغل ميگرفتم راه ميبردمش چون انقد گريه ميكرد ساكت نميشد مامانمم كم مياورد در برابره فسقل خانوم .صبم كه دكتر اومد ديد زخممو و مرخص شدم اهااا بهد از سرم ميتوني فقط مايعات بخوري مثله سوپ و چايي نبات تا وقتي بيمارستاني بعدم كه ميري خونه هرچي دلت خاس بهور جز چيزايه سرررد

بی هوشی بودی😐یابی حس

بیهوش بودم درگیرعوارض منظورم بیهوشی نبودمنظورم بخاطرجراحی رورحمم بودک دردای مبهم دلشتم معلومم نشدچیه 

ولی بیحسی هم سریه عمل دیگه شدم تاچندسال کمردرداشتم 

وخدایی که بشدت کافیست

من 7 صبح رفتم بیمارستان.یک عملم کردن.انقد شلوغ بود.12 ساعت دراز کشی.سوندم وقتی که باید بلند شی درش میارن.من خیلی خیلی درد داشتم.بعضی هارو دیدم که دردشون کمتره.تا 3 روز خم راه میرفتم.اولین بار که بلندم کردن در حد مرگ بودم .فقط به خودم فحش میدادم.ولی جاریم 7 ماه قبل من زایمان کرد اصلا اینجوری نبود

و
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز