خوب ديگه روشمون جواب دادش
اولا اينكه اصلا و ابدا مخالفت كه نكرديم هيچ كلي هم ذوق نشون داديم از خودمون بعد تو خودمون پذيرفتيمش البته تا اين قسمت قضيه واقعي بودها اصلا قصد نداشتيم راي برادرمون رو بزنيم اما دختر خانوم وقتي ديد از طرف ما پذيرفته شده و فكر كرد همه چي تمومه و اون روشو نشون داد منم كاري كردم كه خودش نفهميد برادرم چجوري گذاشتتش كنار