2777
2789
عنوان

رانندگی

180 بازدید | 12 پست

شوهرم رفت سرکار ماشین گزاشت خونه تو پارکینگ بهش گفتم حالا که امروز ماشین نمیبری منم حوصله ام سر رفته با ماشین برم خونه مامانم؛نزاشت حرفم تموم بشه گفت اصلا حوصله دردسر ندارم لازم نکرده با ماشین بری کلا همیشه همینه تو هیچ کاری تشویقم نمیکنه ..منم خیلی ناراحت شدم از لحن حرف زدنش گفتم حوصله ام سر رفت...تو هم که نیستی برگشت میگه به نازی بگو رانندگی اش خوبه ماشین بگیرین با هم برین بیرون(نازی دوستمه زن پسرعمو ش هم هست باهم خیلی صمیمی هستیم)؛ بهش گفتم این حرفت از صدتا فحش بدتر بود  رسما گفتی یعنی من رانندگی ام خوب نی اطمینان نداری خیلی اعصابم خراب شد شما باشین چیکارمیکنین؟؟؟؟؟ کلا همیشه همینه هیچ وقت مشوقم تو هیچ کاری نی...

هيجي ماشينو بردار برو بيرون

اصنم نذار حرفاش اعتماد ب نفستو بياره پايين

بهش ننشون بده تو از همه توانا تري

شخصيت من چيزي ست كه من هستم!اما برخورد من بستگي داره به اينكه تو چه برخوردي داري!!!

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

آخر هفته با همسرتون هماهنگ کنید 

ک  بشینید جلوی خودشون پشت فرمون

هم دستتون راه میوفته

هم ایشون از نگرانی در میان 

ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود                                                       گویی مهمان ویژه ای  در راه است ....
آخر هفته با همسرتون هماهنگ کنید  ک  بشینید جلوی خودشون پشت فرمون هم دستتون راه میوفته ه ...

بار اولم نیست چند بار جلو خودش نشستم خودشم میدونی خوبه حالا در حد خودش نه ولی راه افتاده رانندگی ام ولی هیچ وقت نمبخواد قبول کنه

بگو برا خودت ماشین بخره

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....

کلا اینجوریه پارسال بهش گفتم میخوام ادامه تحصیل بدم ارشدم بگیرم برگشت میگه بگیری که چی بشه ..نسبت به من همینه همیشه فاز منفی..هیچ وقت از هیچی تعریف نکرده حالا بیا یه وقتی یه اشتباهی کنم انقدر قضیه پررنگ میکنه بزرگش میکنه اصلا فکر نمیکنه زن شوهرم همش بهش میگم انگار رقیبتم فقط میخواد خورده ام کنه

دوستان بیایین بگین چیکار کنم با این رفتاراش اصلا باورم نداره همه تعریف میکنن از دستپختم باور میکنین یار هم تعریف نکرده همش دنبال یه اشکآل میگردده تا سرکوفت بزنه دنبال یه سوتی از من هست پیش بقیه بگه...نمیدونم چرا اینجوریه خیلی زجر میکشم تو هیچی پشتم نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز