من ی عروسم جز خودم مادرشوهرم دوتا عروس دیگه هم داره ودوتا نوه که یکی پسره و روتخم چشماش میزاره ویکی دیگه دختر که از ترس پسر بزرگش،اون نوه شوهم روتخم چشماش میزاره،چند شب پیش رفتیم بیرون ودختر من در ماشینو هنوز ماشین راه نیفتاده بود باز کرد ومادر شوهرم روسر دخترم داد محکم کشید و ی حرف زشتم زد منم جوابشو دادم وگفتم طلب نداری که روسر دخترم داد میزنی و رو سر اون دوتا نوه هاتونم داد بزنین هرچند جرئت ندارین از اون روز به بعد واسه من قیافه میگیره ومحل نمیده اینم بگم ماهمسایه ایم همیشه دخترمو میبرد پارک،بیرون،هروقت میدید بوسش میکرد از اون روز کلا رفته تو قیافه به نظر شما من چیکار کنم باهمچین مادر شوهری که نه من براش مهمم نه دخترم شوهرمم بهش گفته داد نزن رو سردخترم اونوقت از حرف من ناراحته مامانش😞😞😞😡😡
میشه برای سالم به دنیا اومدن دخترم و سلامتی خودم صلوات بفرستید ؟ لایک کنید منم براتون بفرستم مرسی مهربونا 🥰امیدوارم بعد از ۹ سال بتونم توی آغوشم بگیرمت و بهت شیر بدم مطمعنم خدا تو رو دوباره بهم داده اینبار قلبت سالمه بدنت سالمه انشالله😓
میشه برای سالم به دنیا اومدن دخترم و سلامتی خودم صلوات بفرستید ؟ لایک کنید منم براتون بفرستم مرسی مهربونا 🥰امیدوارم بعد از ۹ سال بتونم توی آغوشم بگیرمت و بهت شیر بدم مطمعنم خدا تو رو دوباره بهم داده اینبار قلبت سالمه بدنت سالمه انشالله😓
متاسفانه همسرم فقط احترام نگه میداره وهمین باعث سوءاستفاده مامانش شده وهرجور دوست داره بادخترم رفتار میکنه ولی نوه پسریش با مشت کوبید تو بینیش وکبود شد ولی لال مونی گرفت😡😡
وقتی همسرت بهش تذکر دادبهتر بودشماچیزی نگی.والا من بچم یک سالشه مادرشوهرم هنوز ندیدتش.چه برسه که بخواد بوسش کنه یا ببرتش پارک.ده بارم مریض شد وبیمارستان بستری شد.شما به حرمت همون بوسیدنش و محبتهاش نباید چیزی میگفتی.الانم یه جوری از دلش درآر
نمیدونم واقعا باهمچین مادر شوهری چه جوری رفتار کنم که منم بشم عین اون دوتا سوگلیش هروقت رفتم خونش عین حمال کار کردم،غذاپختم واسش بردم الانم مریض میشه همه توقعشون از منه چون همسایه ایم ولی اون دوتا فقط بچه هاشونو میارن میزارن ومیرن تفریح ومن میشم عروس بده چون شوهرم هیچ وقت پشتم نبوده