اعتراف میکنم بچه که بودم
رفته بودیم خونه همسایه مون. زیاد میرفتیم. یه اسباب بازی به شکل اسب تو خونشون بود خیلی کوچولو بودا
منم وسوسه شدم اونو کش رفتم
هنوزم باورم نمیشه همچین کاری کردم.
تو خونمون قایم کرده بودم دزدکی میرفتم باهاش بازی میکردم دوباره قایم میکردم. چه روزا که عذاب وجدان نداشتم به خاطر این کار😓