سلام
من قبلا خواننده ی این سایت بودم دردل های بقیه رو میخوندم امروز تصمیم گرفتم سر مسئله ای که پیش اومده باهاتون مشورت کنم
من ۲۱ سالمه ۸ تیر نامزد کردم اسم نامزدم علیرضا است
دوسش دارم ولی پر از تردیدم ! این فیلم رگ خواب و ملی و رو هم دیروز و امروز دیدم دیگه شدیدا استرس دارم
رابطم با مادرش بد نیست ولی خب از اون خانواده هایین که خودتو بکشی هم باز به چشم عروس بهت نگاه میکنن (اینو جاریم گفت ) نمیدونم میترسم
اینم بگم ازدواجم تقریبا سنتی بوده یعنی من ی کتابخونه ای میرفتم عیرضا هم وونجا میومد (سالن مطالعه زنونه و مردونه جدا بود ) اما خوب برخورد داشتیم ی روز اومد که شروع آشنایی من گفتم من اهل دوستی نیستم و سریع برگشتم یکی دوبار هم که من منتظر آژانس بودم میومد میگفت میخواد من برسونمتون که من تشکر کردم بعدا خواهرشو فرستاد اون وومد شماره ی خونمون رو گرفت یعنی ازدواجم تقریبا سنتی بود