ببین بعضیا ذاتشون خرابه...من سنم کم بود عقد کردم،17سالم بود، نه سیاست داشتم، نه بدجنس بودم
ولی بدجور اذیتم کردن، داغونم کردن، من فقط سکوت میکردم، فقط نگاشون میکردم. خب این ذاتش خراب بود که چند سال از سکوتم سوءاستفاده کرد.
امشبم خیلی دلم گرفته، نمیدونم این چه سرنوشتیه، عمرم داره تو چهاردیواری میگذره و هیچ خوشیی ندارم. داشتم فکر میکردم کاش حداقل مادرشوهرم آدم بود باهاش میرفتم بیرون، استخر،بازار، دورههای زنونه... دوست و رفیقی ندارم چون اونقدر خنگم که واسه همه از جون و دل مایه میذارم و بهشون کمک میکنم و اونام ازم سوءاستفاده میکنن... هعیییییی خدااااا چقدر دلم پره،.از بحث مادرشوهر رسیدم به این حرفا😐😐😐