۸ سال خونه پدرشوهرم زندگی کردم چرادروغ بگم ازنظر مالی نه ولی پدرشوهرم تامیخواست بره خیاربخره باید شوهرمن میرفت الان که خبرمرگم اومدم خونه خودمم همینه مامانم از بچگی من مریضی اعصاب داره انگار اون بچه منه مهمونی میگیره میگه من اضطراب گرفتم میشه توزودتربیای الانم یه خاله دارم ازمنم کوچیکتر انقدر رومخه وبیشعوره که خدامیدونه من خیلی وقته باهاش قهرم الان زنگ زده داره بچه میزاد میشه بیای اینجا پیش داداشات بمونی من باهاش برم داداشم ۷ و۱۲ ساله ان بخدا من داشتم بچه دنیامیاوردم بخاطر اینکه داداش کوچیکم شیرخواره بود حتی پشت دربلوک زایمان تاآخرمنتطر نموندن من خودم گفتم اگه سختتونه برید ولی توقع نداشتم واقعا برن
پسرگلم ازوقتی اومدی مامانی هرروز بهاره💙درحال کاهش وزن وزن فعلی ۸۲.وزن هدف ۷۵
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
خستم کردن بخدا دیشب همین خالمو آورده خونه ما که من مجبور شم باهاش آشتی کنم بهش گفتم مگه بهت نگفتم نمیخوام ببینمش چرااینکارومیکنی خانواده شوهرمم ازاینا بدتر هرچی میشه اول ماییم بقیه بخدارفت وآمدشون مثل مهمون غریبس
پسرگلم ازوقتی اومدی مامانی هرروز بهاره💙درحال کاهش وزن وزن فعلی ۸۲.وزن هدف ۷۵