آنیس۸۰ مدیر استارتر عضویت: 1402/12/25 تعداد پست: 178 عنوان مشاعره 233 بازدید | 39 پست ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدیچه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی امروز | 16:16 2 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
مهدخت_فریبای_پریوش_۳ عضویت: 1401/10/24 تعداد پست: 4193 یکی درخت گل اندر حیاط خانه ی ماستکه سروهای جهان، پیش قامتش پستند نگو چی گذشت و نگو چی کشیدی/ شاید شب تموم شد،خدا رو چه دیدی
iranaetemadamini عضویت: 1404/11/14 تعداد پست: 491 ای که منعم کنی از عشق که فردایی هست من بر آنم که شب عشق مرا فردا نیست غم هجران تورا هست به غایت اثری صبح وصل است که هیچش خبری برپا نیست من تو ایران زندگی میکنم ولی دلم برای ایران تنگ شده، بغضی به وسعت میهن(مادرم ایران) درخواست دوستی هیچکس پذیرفته نمیشود سوالی داشتین کامنت بزارین
باد1شرقی عضویت: 1405/02/03 تعداد پست: 3623 یکی درخت گل اندر حیاط خانه ی ماستکه سروهای جهان، پیش قامتش پستند دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا
مهدخت_فریبای_پریوش_۳ عضویت: 1401/10/24 تعداد پست: 4193 دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زدعشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد نگو چی گذشت و نگو چی کشیدی/ شاید شب تموم شد،خدا رو چه دیدی
آنیس۸۰ مدیر استارتر عضویت: 1402/12/25 تعداد پست: 178 یکی درخت گل اندر حیاط خانه ی ماستکه سروهای جهان، پیش قامتش پستند دامن مکش به ناز که هجران کشیدهامنازم بکش که ناز رقیبان کشیدهام
مهدخت_فریبای_پریوش_۳ عضویت: 1401/10/24 تعداد پست: 4193 دامن مکش به ناز که هجران کشیدهامنازم بکش که ناز رقیبان کشیدهام مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش استزان رو سپرده اند به مستی زمام ما نگو چی گذشت و نگو چی کشیدی/ شاید شب تموم شد،خدا رو چه دیدی
باد1شرقی عضویت: 1405/02/03 تعداد پست: 3623 از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زدعشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد در خواب بدم مرا خردمندی گفت در خواب کسی را گل شادی نشکفت
مهدخت_فریبای_پریوش_۳ عضویت: 1401/10/24 تعداد پست: 4193 در خواب بدم مرا خردمندی گفت در خواب کسی را گل شادی نشکفت تحصیل عشق و رندی، آسان نمود اولآخر بسوخت جانم ، در کسب این فضایل نگو چی گذشت و نگو چی کشیدی/ شاید شب تموم شد،خدا رو چه دیدی
باد1شرقی عضویت: 1405/02/03 تعداد پست: 3623 مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش استزان رو سپرده اند به مستی زمام ما آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
مهدخت_فریبای_پریوش_۳ عضویت: 1401/10/24 تعداد پست: 4193 آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبوداز آب رفته هیچ نشانی به جو نبود نگو چی گذشت و نگو چی کشیدی/ شاید شب تموم شد،خدا رو چه دیدی
باد1شرقی عضویت: 1405/02/03 تعداد پست: 3623 تحصیل عشق و رندی، آسان نمود اولآخر بسوخت جانم ، در کسب این فضایل لب به آواز گشودم به لبم مهر زدندچشمم آمد به سخن سرمه به خوردش دادند
مهدخت_فریبای_پریوش_۳ عضویت: 1401/10/24 تعداد پست: 4193 لب به آواز گشودم به لبم مهر زدندچشمم آمد به سخن سرمه به خوردش دادند دلم رمیده ی لولی وشیست شور انگیزدروغ وعده و قاتل وضع و رنگ آمیز نگو چی گذشت و نگو چی کشیدی/ شاید شب تموم شد،خدا رو چه دیدی
فروردین2 عضویت: 1402/03/28 تعداد پست: 4712 لب به آواز گشودم به لبم مهر زدندچشمم آمد به سخن سرمه به خوردش دادند در این سرای بی کسی ،کسی به در نمیزند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند اللهم عجل لولیک الفرج ، لطفا برای شادی روح مادرم صلوات بفرستید ، شاد باشید
صورتی_زیبا عضویت: 1405/07/09 تعداد پست: 1078 آنچنان جای گرفتی،تو به چشم و دل منکه به خوبان دو عالم نظری نیست مرا کاربر khatttyهستم.