سلام من این موضوع رو چندماه پیش مطرح کردم اما با نظرای خوبی مواجه نشدم خانماچیزایی گفتن ک دلم شکشت و سپردم ب خدا الانم ساعت ۱۲نزاشتم ک نگین واسه پربازدید شدن داری دروغ میگی خواهش میکنم اگ نمیتونین راهنماییم کنید نمک روزخمم نپاشین و گزارش نزنید...من پدرم با زنداییم دوستع و این موضوع روما خیلی وقته میدونیم حالامامانم میخادبدونه چ جور ب بابام بگه ک میدونه اینم بگم بابام خیلی عصبیه ب نظرتون وقتی قرارگذاشتن بریم تعقیبشون کنیم خوبه؟یان؟
روزهای سختم که تموم بشه روی شونه خدا میزنم ومیگم از من که گذشت اما با هیچکدوم از بندهات اینجوری نکن خیلی سخت گذشت....
پدرمنم خیانت کرد نه یکبار چند بار مادرمم پاسوز منو داداشام شد و موند بابامم آخر دست از پا دراز تر برگشت آگه کمک مادرم نبود الان باید تو جوب میبود ولی بازم پروییه و زبونش دراز ازش متنفرم دعا میکنیم بمیره که مادرم راحت شه از دستش
عزیزم حمایت کن مادرتو ینی چی که میترسه کاری نکرده که ادم بی گناه اخه ترسش چیه برید شکایت کنید یا به داییت بگو بخدا این حق مادرت نیست ولی معلومه مادرت مظلومه و پشتوانه نداره پدرتون هم دارن سو استفاده میکنن خواهشن حمایتش کن
ولی کمک کن مادرت جداشه مردا آدم نمیشن الانم که بابام برگشته همش سفر ترکیه و تایلند و دبی تنها میره فقط به فکر گشتن و کثافت کاری خودشه مثلا خودشو یکجور میگیره که آدم شده ولی غلط کرده هنوزم همون مستی که بود هست