2777
2789
عنوان

به مرده لگد زدم

167 بازدید | 20 پست

با مترو داشتیم می رفتیم کافه نزدیک انقلاب

با ۳ تا از پسرا و۲ تا دختر همکلاسیم

جا نبود ایستاده بودیم و حرف میزدیم یه مردی کاملا عمدی و واضح دستشو کشید به پشت من منم اول هنگ کردم بعد رفتم جلو زدمش

پیرمردایی که بودن طرف مرده رو گرفتن و بد و بیراه گفتن به من ( میدونم عقده شون از این بود چرا دختر و پسر باهم میگیم میخندیم)

و تا لحظه پیاده شدن و حتی خروج یارو تهدید می کرد میکشمتون انگار مست بود یه حالت شل و ولی داشت

خوب کردی

یا وجود نداری....یاوجودشو🦁چو روزی مرا عمر پایان رسید💔زمانی که جانم ز تن پر کشید❤️🩹نه تابوت باید مرا بر بدن✨️نه با مومیایی کنیدم کفن🖤که هر بند این پیکرم بعد از این💫شود جزئی از خاک ایران زمین🥺❤️🔥 #کوروش_بزرگ

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

لگد زدی بعدش پا نشد تورو بزنه؟اینجوری مردا وحشی و عوضی هستن من بودم چهارتا فوش زشت میدادم جرات نداشت ...


نه تا من زدم همکلاسیم استین منو گرفت محکم کشید عقب یارو شروع کرد فحش دادن شلوغ بود

برای منم پیش اومده با همسرم تو خیابون بودیم من جلوتر میرفتم مغازه ها نگاه میکردم یکباره دو تا پسره فکر کردن من تنهام اومدن پشت سرم دست مالیدن به پشتم

واااااااااااااااااااای که همسرم دید خیلی خیلی حساسه انداختشون زیر مشت و لگدجنازشون با کاردک جمع باید میکردند یکی از بدترین روزهای عمرم بود تا مدت ها تپش قلب داشتم

🖌️تو زندگی ما یک سری آدما هستند که ...!!!               تو در معاشرت باهاشون اونا را عمیقأ تحسین می‌کنی   بس که مهربونند، خوش قلبند،خوش اخلاقند ،یک رنگند،همراهند،با سلیقه و با حوصله اند اصلا درجه یک هستند یهو از ته قلبت میگی ای خدااااکه تورو حفظت کنه الهی که باشی همیشه                                         برای تو : که «رنجیدی و نرنجاندی»

شاید چون بااون پسرا میگفتید میخندیدید فکر کرده که اونم راحت میتونه به حریمتون واردبشه


چون با همکلاسیهام میگفتیم فلان استاد چرا به فلانی اینطوری گفت و خندیدیم یارو باید دستشو بکنه تو ماتحت من؟؟؟

دختر کجای کاری من با بابام بودم پسره پشت سرم بود اومد از پشت خودشو مالید بهم قشنگ افتاد رو کمرم کاملا هم بنظرم از قصد بود چون بازار انقدر شلوغ نبود که این اینجوری بهم بمال خودشو حتی بابام گفت چیشد پسره هولت داد دیگه من اسکول ترسیدم دعوا بشه بابام باهاش بد درگیر بشه چیزی نگفتم

برای منم پیش اومده با همسرم تو خیابون بودیم من جلوتر میرفتم مغازه ها نگاه میکردم یکباره دو تا پسره ف ...


خیلی ترسناکه ادم میترسه قتلی چیزی بشه من هیچوقت به داداشم نمیگم چون دقیقاااا مثل همسر شماست

میره به قصد کشت میزنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز