واای من یادم میاد بغض میکنم
دانشجو که بودم یه دوست پسر داشتم
خودشو کشت یه دختری پیدا کرد که شاغل باشه باهاش ازدواج کنه و این کارو کرد
من سرخورده شدم هنوز یادم که میاد بغض میکنم
بدبختی بدتر هم اینه که پسره از فامیلامونه هروقت خودش یا زنشو میبینم اعصابم خرد میشه
الان خودم معلمم حالا پیش خودم میگم مگه کار کردن چقد ارزش داشت که باهام این کارو کرد
مردای این دوره زمونه نامردن خیلی
بلا نسبت شما