میشه بگید قبلش چطور توانستید خودتون رو راضی کنین ؟ من توی وضعیت مشابه شمام
قبلش زبونی گفته بودم بخشیدم ولی انگار ضمیرناخودآگاهم هنوز درگیر بود همیشه کابوس میدیدم و تو خواب مادرم در حد مرگ منو میزد و در حد خفگی پیش میرفتم ،ی سری با مطالب خودشناسی و قانون جذب و اینا آشنا شده بودم فهمیدم این چیزیه که باید رها کنم ،با خودم فکر کردم و خودمو جای مادرم گذاشتم درکش کردم فهمیدمش به این درک رسیدم که اونم یه انسانه که برای اولین بار داره زندگی رو تجربه میکنه آگاهیش در همین حد بوده اون هم زخم خورده پدر و مادرش بوده و،،،،،، پس دوباره بخشیدمش و برایش از خدا طلب آمرزش و بخشش کردم برای دعای خیر کردم و دیگه اون خوابها رو ندیدم ،الان هم به محض اینکه این افکار و گذشته سراغم میاد سریع خودمو تو لحظه احساس میکنم و نمیزارم این افکار منو با خودش همراه کنه
من دقیقا توی همین حالتم و میخوام رها بشم چه از افسردگی چه از هر چیز دیگه ای برام دعا کنید منم بتونم ...
جویس مایر و جول اوستین هم سرچ کن عالیه ن اینها کسایی هستند که تونستند از خودشون رو نجات بدن سرگذشتشون بسیار جالبه و الان سخنران انگیزشی هستند یاد میگیری چجوری ببخشید وشفا بگیری هم روحی هم جسمی
نمیدونم جواب میده یا نه ولی خیلی یهویی سوره توبه رو خوندن البته هنوز کامل نه ولی امیدوارم حالم بهتر ...
حتماااا جواب میده اصلا اینو باید یک نشونه ببینی ،خدا که نمیاد مستقیم برات کاری بکنه اون راه رو نشونت میده این تویی که باید قدمهای کوچیک برداری و نشونه ها رو دنبال کنی ،شاید چند سال طول بکشه ولی از سیاهی بیرون میای نشونه ها رو جدی بگیر ،ی حرف ،ی معرفی ،ی تابلو،ی صدا هر چیزی میتونه نشونه ای از طرف خدا باشه برای پیدا کردن راهت