آره واقعا زلزله امسال وحشتناک بود
وقتی لوسترا و دیوارا میلرزید و قاب عکسا از بالای شومینه افتادن فکر کردم الانه که سقف بریزه رو سر خودم و بچه ها تا یه ربع دست و پاهام میلرزیدن
یه بارم یه موتور زد بهم تا دو هفته نمیتونستم دستمو از کتف به پایین تکون بدم
یه بارم رفتیم باغ با جاریم و برادر شوهرم برگشتیم ساعت ۱۲شب تو جاده کوهستانی و یه گردنه بلند با سرعت ۱۲۰سر پیچ با چراغ خاموش و چشمای بسته رانندگی میکرد اگه اون شب از ترس نمیدم دیگه نمیمیرم