بچه ها من به مشکل کمی خنده دار دارم
مادر شوهر من اندکی فضولِ
بعد از شوهرم میترسه،جلو اون نه میتونه پشت کسی حرف بزنه،نه ازش سوال بپرسه که فلان چیز چی شد
مثلا زنگ بزن به شوهرم بپرس کجایی اون توضیح نمیده میگه بیرون یا خارج از شهر
بعد بلافاصله به من زنگ میزنه بپرسه کجایید و اینا
خلاصه که خیلی فضول
منم دیگه مجبور میشم میگم
تا اینکه
دیروز زنگ زده میگه کجایی چیکار میکنی بیا خونمون
منم یکی از دوستام که مادر شوهرم میشناسِ قرار بود بیاد خونمون
گفتم مهمون دارم،هی گفت اگه مامانت اینان سلام برسون من چیزی نگفتم،آخر سر گفت مامانت اینان مهمونت گفتم نه دوستم
خلاصه انقدر سوال کرد منم همش گفتم دوستمه
شب رفتیم خونشون شام گفت دوستت کی بود چی بود
گفتم شما نمیشناسید،شروع کرد سوالای دیگه شوهر کرده بچه داره شوهرش کیه خونشون کجاست کارش چیه
منم همش گفتم نمیدونم ولی ول کن نبود
کلا آدم فضولیه
چطوری جوابشو بدم؟راستش من دوست ندارم هر چیزیو واسش توضیح بدم وای اون خیلی سوال میکنه
چیکار کنم؟؟؟