2777
2789
عنوان

خیانت

53 بازدید | 6 پست

کسای که خیانت دیدن و موندن میشه بگید بعدش چی شد ؟ من وقتی دیدم همسرم خیانت کرده اونم تا تهش رفته تا سه ماه حالم خراب بود اصلا باورم نمیشد همچین کاری کرده ولی وقتی فلش بک میخوره به گذشته میگم ای داد و بیداد اون زمان هم با این دختره بوده من خبر نداشتم فکر میکردم با زن متاهل اونم بچه داره نمیره تو رابطه یکبار دیدم حدود چهار سال پیش دایرکت همین خانوم رفته بود راجب ماشین صحبت کرده بود که این ماشین خوبه اونم گفته بود آره ، من دیدم گفتم چرا رفتی دایرکت این خانوم گفتش راجب ماشین داشتم تحقیق میکردم منم گفتم آره جون عمه ات پیگیر نشدم درگیر مسائل های دیگه بودم و اینقدر بهش اعتماد داشتم گفتم عمرا همچین کاری کنه بره با این زن متاهل اونم فامیل،خلاصه گذشت گذشت این دوسال اخیر خصوصا این یکسال اخیر دیدم خیلی تغییر کرده مرتب میره آرایشگاه ، مرتب شیو میکنه رابطه ی جنسیمون تغییر کرده چند باری تو رابطه بهم گفت خیلی دوستت دارم منم گفتم منم دوستت دارم بعدش میگفت نه من بیشتر دوستت دارم یه چیزای میدونم که تو نمی دونی می میگفتم منظورش چیه ، یا راجب خیانت بقیه حرف میزدم تو روستا اتفاق افتاده خیلی عجیب حرف میزد مثلا میگفتم فلانی نمی دونستع متاهلع میگفت مگه میشه اصلا اینجوری نیست ،، حالا از این جزئیات و ریزبین بودن ها بگذریم دیدم خیلی تغییر کرده. و حسم میگفت خیریه تا اینکه دیدم ایرپاد گرفته گذاشته رو در گفتم برا کیه مکث کرد گفت برا خودم ،،،بعدش گوشیش گرفتم از هوش مصنوعی سوال کنم دیدم عکس ایرپاد گرفته پرسیده این برا آیفون ۱۳ خوبه گفتم عجب ن من آیفون دارم نه این ، سریع اومد بالا سرم متوجه پیام شد من رفتم نماز بخونم اومد بالا سرم گفت چی شده چی شده گفتم هیچی گفت نه یه چی شده گفتم این چه سوالی از همش مصنوعی بود گفت کدوم سوال من گوشی رو برداشتم نشون بدم دیدم پاک کرده صفحه جدید باز کرده نوشته برا اندروید خوبه گفتم چرا پاک کردی گفتش همون اول همین بوده تو اشتباه دیدی گفتم استغفرالله مگه چشم دروغ میده شرمنده شد گفت ای کاش دستم میشکست پاک نمی کردم بهش گفتم من از فردا میرم مشاوره دیگه خیلی شورش در آوردی شکم اول افتاد روی دوست صمیمی و فامیل همون زن چون یه مدت میدیدم از دوستاش شماره ی اون دختره میخواست میگفتم برا چی میخواستی میگفت برا جور کردن پسر داییم که اونم باورم نشد ،،،خیلی دعوامون شد سر اون حتی ، خلاصه سر این آیفون کلی دعوا شد و من رفتم مشاوره و همچنان دعوا و بحث میگفتم تو هیچی رعایت نمی کنی یکسری مرز و اینا مشخص میکردم عصبی میشد من با آشتی اومدم خونه مامانم اینا بعد برگشتم خونه بازم تو ماشین بحثمون شد از مرزها و رعایت کردن ها گفتم شب قبلش هم پشت تلفن دعوامون شده بود ،، خلاصه من برگشتم خونه دیدم توی آشپزخونه موی قهوه ی بلند افتاده اومد بالا سرم گفت چی شد گفتم هیچی نمی دونم این موی کیه گفت باز شروع کردی کولر خراب بود کولر ساز فقط اومد زنگ زد عموش گفت آره کولر ساز اومده و موهاش بلند بود منم همه جا گشتم این موها رو میدیدم اینم پاهاش میلرزید بهش گفتم چقدر بلنده بعد گفتم باید دوربین چک کنم داد و بیداد کرد خودشو زد همسایه اومد بازم داد و بیداد خلاصه هم من به جنون رسیدم هم خودش من هم گریه هم خنده و هم رقص همه چیر فاطی. کردم با دیدن اون مو همه جای خونه ، اون شب گذشت حالم ازش بهم میخورد میگفتم خونه ی که با عشق چیدم و با نداریش ساختم و به اینجا رسید حالا این جور کثافت شده ، اون شب گذشت روز بعدش رفتم حمام چک کردم دیدم بله تو کیسه ی حمام هم همین موی بلند رنگ شده بیشتر حالم. خراب شد و رفتم امام زاده تا تونستم زار زدم زار زدم زار زدم زار زدم همه اومدن بالا سرم ،،،، گفتم درد سقط و از دست دادن بچه هام کشیدم و درد. حالا درد خیانت اونم از کسی که تمام یار و دوست و عشقت بوده ،،،همسایه مون روز بعدش اومد نمی دونم چرا یکهو اینستا عکس همون دختر دیدم چند باری قسمت درخواست اومده بود دیدم عهههه رنگ موها ش دیروز قهوه ی بود چرا الان مشکی گذاشته زیر دلم خالی شد گفتم نکنه همسر من با همین رفته تو رابطه منی که فکر میکردم اصلا با زن متاهل نمی ره ،،، خلاصه کارگاه بازی ما شروع شد ،،همسایه هم اومده خونه مون راجب این دختره پرسیدم چون دختر داییش بود همسرم اومد پیشمون اسمش جلو همسایه آورذم همسرم پوزخند میزد میگفتم چیه یک عالمه زل زده لب هایش و دماغش هم عملی همه جاش ژل زده ،،،راجبش غیبت میکردیم گذشت گذشت همون شب به گوشی همسرم پیام اومد گوشیش گذاشت گفتم چرا گذاشتی بزار ببینیم گفت باز شروع کردی رفت زیر پتو منم پتو کشیدم رفت تو دسشویی با موبایل منم رفتم دنبالش گفت چی میخوای گفتم اون پیام چیه گفتش پیامی نیومده گفتم خودم دیدم بابا کیه کنکجاو شدم گوشی رو گرفت بالا من یقه شو گرفتم گفتم هر کسی هست بهم بگو داره زندگیمون رو نابود میکنه اخم کرد رفت سمت بالکن گوشیش رو شکست بعد منم جیغ هولم داد گوشی رو بزد بالا گفت بیا بیا همراه بانکه گفتم نمی تونستی همون اول بگی همراه بانکه میدونم پاک کردی الکی چیز دیگه نشون دادی چون بردی بالا بعد دو دقیقه نشون دادی همراه بانکه خنک نیستم دارم می بینم دعوای شدید شد و رنگ زد خانواده ها درگیر شدن و من برگشتم خونه مامانم با قهر و عصبانیت و همه چیز به خانواده ام سیر تا پیاز گفتم ،

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سخت درکت میکنم

خدایاهیچوقت دخترخاله نامردموونامزدمونمیبخشم،نامردی خیلی سخته😔کاش میمردم یاباغریبه ازدواج میکرد😔من برج۸نامزدم اومد خواستگاری وبرام انگشتراوردن ونشون شدیم وقراربود7.7عقدکنیم هروقت میرفتم بیرون تنهانمیرفتم یکباردخترخالموبردم برج۱ اونجاعاشق نامزدم شد ومخ شو زد خردادماه همش بحث میکردباهام ونامزدم۹خردادبامن بحث بدی کردوقهرکرد۱۷خردادبهش پیام دادم ازدلش دربیارم ۲تاخطش خاموش بودمثل دیونه هاشده بودم میرفتم محل کارش ببینمش هعی دنیا💔🖤تاشهریورماه پیداش شدگفت بیاببینمت انگار دنیاروبهم دادن کاش نمیرفتم بهم گفت عاشق دخترخالمه ومیخوادتش و۲۷شهریور عقدش کرد😔😔دلم شکسته نمی بخشمشون😭😭🖤💔💔💔❤️‍🩹برام دعاکنیدحالم خوب بشه❤️‍🩹💔واسه داداش گلمم دعاکنیداون عاشق دخترخاله اخریم بود(خواهرهمین نامرد) که بااینکاری که خواهرش کرد متاسفانه عقدداداشموودخترخالم بهم خورد حال داداشم خیلی بده...

ادامه اش اینجا میگم ،،خلاصه که اومدیم و خودش هم به خانواده اش میگفت تا یکماه بهم زنگ نزنید ، منم برگشتم خونه ی مامانم اینا و کارگاه بازی هام شروع شد تحقق راجب دختره ی که شک داشتم رو دو نفر شک داشتم دیدم بله آیفون ۱3 داره و متاهلع و بچه داره و موهاش قهوه ی رنگ زده و بلنده هر چقدر دنبال شمارش میگشتم پیدا نمی شد تا اینکه مجبور شدم با فرد نزدیک دختره یعنی خواهر شوهرش ارتباط بگیرم چون فامیل نزدیک همسرم بود بهش گفتم رو این دو تا دختر فامیلتون شک دارم میشه شماره هاش برام جور کنی برام فرستاد و اینم مدام پیگیر من بود چیکار کردم چیزی شده مگه و هی میگفت فک نکنم خواهر زاده ام اینکاره باشه اما زد داداشم شیطنت میکنه و از این و اون میشکن ولی اینجوری نیست بیان خونه کسی در حد همین زنگ و پیام و شوخی و پول میگیرن منم با واسطه و اینا برگشتم خونه دیدم قفل خونه عوض کرده گفتم چرا عوض کردی گفتش ن دزد میومد وسیله تو خونه هست گفتم استغفرالله من دزدم؟؟؟ هیچی نگفت بعد گفتش یه سوال دارم بخاطر خودم برگشتی یا بخاطر اینکه بریم پیگیر بچه اینا بشیم چون عموم و پدرت اسم بچه آورذن من گفتم نه بخاطر زندگیم اومدم این زندگی رو مفتی مفتی نساختم خرابش کنم دوازده ساله زحمت کشیدم براش بچه ها اینو تو پرانتز هم بگم (همسرم خیلی محبت میکنه و خیلی حمایتم میکنه مثلا همیشه میگفت تو زیبایی و همه چیزت طبیعی هست بدون ژل و میگفت دوست داری برو ورزش یکم تپل بشی وگرنه خوبی من عیب میزارم روی خودم این بدش میاد دعوام میکنه یا مثلا میگه میخوای بری سرکار برو من حمایت مالی میکنم تو فقط برو سرکار یا حتی برا بچه دار شدن میگه به بدنت آسسب نزن من حتی تو رو بدون بچه میخوام و به خانواده اش میگفت به زنم هیچی نگید خط قرمزم هست ) از این جور چیزا کم نمی زاره همیشه میگه من بدون تو هیچی نبودم تو اومدی زندگیم ب اینجا رسید ،،، من شماره های دخترای که شک داشتم گیر آوررذم زدم گوشی همسرم دیدم بله اسم همون زن متاهل آیفون ۱۳ داره و موهاش قهوه ی هست مهندس فلانی سیو کرده برگام ریخت هیچی نگفتم با اون فامیلشون درد و دل کردم گفتم آرع این نوشته اونم گفت هیچی نگو بلکه مچشون بگیریم آذم بشن زندگی شوهرش هم با این اخلاقش خراب کرده همه چیز دست خودشه و کارت ها همش خرج خودش میکنه و بچه شو خیلی کتک میزنه همش بدی های اون زن میگفت که اصلا زندگی خوبی ندارن همش بحث و جدل دارن ،،، آدرس جایی که اون زن کار میکرد گرفتم یکبار همسرم رو تعقیب کردم ببینم میره اونجا کار ناخن انجام میداد منم جدیدا ناخن کاسته بودم همسرم به یکسری جزئیات دقت کرد که برگام ریخت ، پیج دختره رو با گوشی خواهرم و دوستام چک میکردم یکسری استوری های طئنه آمیز میذاشت ، همسرم امسال تولدم تبریک نگفت و تاریخ تولدم اشتباه میگفت فهمیدم اون زن متاهل تولدش ماهش با و دوبار تولد میگیره یکی اول ماه یکی آخر ماه گرفته امسال دقیقا همون تاریخ که همسرم چند بار اشتباه تاریخ تولد منو گفته بود دو سه بار ، خلاصه یکبار با گوشی همسرم خواستم غذا سفارش بدم دیدم سالن همین دختره قهوه سفارش داده اینم یه مدرک دیگه تمام مدرک های که جمع کرده بودم با این زن متاهل مرتبط بود تا اینکه به واسطه ی همین خانوم با همسر زنه ارتباط گرفتم بهش گفتم حواست ب زنت باشه میاد از مردای متاهل میگیره اونم نشست درد و دل کردن همسر من اینجوریه فلانه بلانه پوشش مناسب نیست مشروب میخوره تو جمع مردا و تولدای ناجور میره و دوستاش همه طلاق گرفتن و مجردن ، همیشه بهش شکاکم انگ حساس بودن و بی اعتمادی میزنه بهم میگفت این مدرک هارو به شوهرت نگو تا بتونم مچشون بگیرم آدم میزارم رو سرشون ، منم صبر صبر تا اینکه صبرم لبریز شد و این آقاهه خیلی بهم زنگ میزد و استرس میداد بهش گفتم اگه میشه دیگه زنگ نزن حس خوبی ندارم و مدام باهام جوری حرف میزد انگار میخواست مخم رو بزنه مثلا میگفت کاش دخترم دست تو بود تو چقدر پاکی واقعا نماز میخونی و یا میگفت میتونم تو رو بدزدم تلافی کنم بهش گفتم ببین من زن متاهلم و دوست ندارم عین همسرم و خانوم تو بشم و مرزهارو بخاطر انتقام بشکونن من شرمم میاد و نمی تونم تو چشم پدرم نگا کنم باهات چت صمیمی کنم یا حرف های عاشقانه بزنم اونم عذرخواهی کرد گفت درسته من حالم خرابه عقده ی اینا اومدن تو وجودم اینا خیلی کثیفن و مریضن هی میگفت مچشون بگیرم آتیششون میزنم میگفتم اینکار نکن آخرش قاتل میشی منم کمک دست قاتل ،،،بهش گفتم بیخیال زنگ نزن من همه چیز به مادرم میگم اون بزرگترع و با مشاورم در جریان میزارم فقط گفتم حواست ب زنت باشه به اندازه ی کافی زندگی منو خراب کرده همه چیزم رو بهم ریخته دیگه وشب بعدش من مدرک های که داشتم به همسرم گفتم گفتش این شماره برا ۵ سال پیشه گفتم چرا شماره زن مردم اینجوری سیو کردی اصلا چرا شماره ی زن مردم داری ، بعد گفتم چیزی سفارش ندادی به دختره میگفت چی چی سفارش دادم بهش گفتم قهوه فلان روز فلان تاریخ دم سالنش سفارش دادی قشنگ آدرسشسیو کردی آدرس سالن گفتم برگاش ریخت و گفت وای نشست رو مبل دعوا راه انداخت منم گفتم ببین فکر میکنیم تصادفی شده این سفارش جنی روحی داده 😂😂😂 خودش ضایع شد گفت اصلا کوتاه نمیای ترمز نداری یا میبخشی یا نمی بخشی تکلیف منو مشخص کن من همش دارم محبت میکنم هیچی نمیگم ولی تو دست برنمیداری گفتم مگه تو گفتی عذرمبخمام میگفت بابا از رفتارام متوجه نمی شی دارم تلاش میکنم درست بشه مشاور هم رفتم بهم گفت پذیرفته اشتباهش اما نه همه چیز رو اون شب هیچی نگفت دیگه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108