دلم شکسته من 9 سال عاشق این اشغال بودم حالا بعد یه بچه و 4 سال زندگی حقم این نیست...
یه شماره برداشتم تو گوشیش پیام داده بود زنگ زدم دختره گفت 2 سال پیش با هم بودیم(قبلا یه گوشی مخفی ازش گرفتم. جالبه همونموقع ها من عقدش بودم و به دختره گفته بوده می خوام باهات ازدواج کنم) می گفت چند روز پیش منو تو خیابون دید و می گفت سوار ماشینش بشم و سوار نشدم یکسر تو خیابون دنبالم اومد و اسممو صدا میزد بهم هی زنگ زد و پیامداد و می گفت بی لیاقت همه می خوان با من باشن....
نگفتم زنگ زدم دختره ولی بهش گفتم خیانتکار اونم زد همه چیزو شکست می گفت گوه خوردی من خیانت کردم و بهم گفت وسایلتو جمع کن برو...از ترس کتک دیگه هیچی نگفتم شیشه خورده ها رو جارو کردم بچه نره روشون و جاشو انداختم تو اتاق رفت خوابید خودمم گریه...