کاش میشد نبود.دائم فکر میکنم مگه چی میشد من نبودم؟منی که نه واس کسیم نه کسی واس منه.خودمم و خانوادم.سنم بالاست ولی ادم ضعیفی هستم و دائم میگم چرا این همه زندگی سخته.زندگی بقدری سخته که با بالا رفتن سنت مشکلاتت هم به همون اندازه بزرگ میشن و مشکلاتی که شاید هیچ راهی برای حلشون نباشه خودشونو نشون میدن.
گاهی با خودم میگم چی میشد لااقل تو همون دبیرستان معلما،معلم دینی یا هرکس دیگه همون اول کاری بهمون میگفتن که "بچه جان،زندگی آسون نیست حتی اگه کتابای مقدس هم گفته باشن و هر احد الناسی گفته باشه هیچ وقت زندگی اسون نیست و نخواهد بود" کاش از اون موقع اگاهمون میکردن شاید الان هضم این همه مشکل واسمون بهتر میشد.