سی سالمه میخاستم مردی باشه بخاطرم شیشه خونه رو بیاره پایین بگ من میخامش از اینا ک میان پشت در می شینن و گریه میکنن پیش پدر مادر. التماس. من ندیدم رابطم کات شد خاستگاری نیومد
هیچی اون خودش دو سال خواستگاری کرد چندبار با پدرم حرف زد با مادرم حرف زد به خواهران التماس کرد خانواده رو راضی کنن و هر روز شب سر کوچه ما بود تا من از مدرسه بیام
بعد دوسال قبول کردیم
دل ز هر چه ترسید عاقبت همان شده🍂 یک دل و هزار دل حسرت🕊 ما را جز خیالی آرام طلبی نیست ز دنیا🥲