من نتونستم کنار بیام جدا شدم
روزهای آخر قشنگ پیامای دخترا رو برام میفرستاد بعد که میگفتم غلط کردن بهت نظر دارن میگفت بده باهات صادقم پیاماشونو بهت نشون میدم
تو دلم میگفتم صداقتت بخوره تو کمرت
نقطه ضعفمو داشت
خیلی سختم بود
الانم که جدا شدم خیلی خیلی سختمه بخصوص اینکه با یه دختری دوست شد و یکماه بعد ازدواج کرد حسادت امونمو بریده
فکر اینکه تنی که به من خورده الان تو بغل یکی دیگس زجرآوره
اما حداقلش اینه با دخترای دیگه توی میدون نیستم به ظاهر کنار کشیدم و براش یه گزینه نیستم
هرچند اعتماد بنفسمو خیلی گرفتند خیلی