قبل ازدواجم با پسرعموی همسرم درارتباط بودم یکبار هم دیت داشتیم ولی خب میگفت قصدش ازدواجع ولی دروغ گفته بود بهم
وقتی دید اجازه راب.طه جنسی نمیدم گفت که شرایط ازدواج نداره و کات کردیم ( اما تو اون دیت لعنتی هم منو ب.وس. کرد هم بغل و متاسفانه با اصرار یکم به پایین ت.ن.م دست زد) ، عذاب وجدان دارم و حالم خوب نمیشه ، هرروزم با گریه میگذره ، همسرم چیزی نمیدونه ، عاشق همسرم بودم برا همین باهاش ازدواج کردم