بیاین دور هم خوش باشیم و تعریف کنیم 😀
یه بار خونه ی بابام بودم شوهرم میخواست بیاد اونجا واسه نهار زنگ زد گفت نهار چی دارین منم مونده بودم بگم برنج وخورشت یا برنج و گوشت
یدفه هول شدم گفتم برنج و گورشت😁😂
شوهرم پشت تلفن یه سکوت طولانی کرد بعد 😂😂😂😂😂😂
منم 😐
خلاصه اون روز اومد خونمون من کلی سوژه شدم😂😂😂