کلی باهام تا الان بی احترامی کردن و تو فامیلا خیلی بهم تهمت زدن آخرش دعوا شد پدر شوهرم دخترمو از بغلم گرفت گفت گم شو خونه بابات، و منم جدا شدم اومدم طبقه پایین کلا باهاشون قطع ارتباط کردم سه ماهی میشه ،تازه عمویه همسرم اومدن اینجا بعدش دخترم هم دوید رفت تو راه رو پدرشوهرم بغلش کرد گفت چقدر دلتنگت بودم و اینا منم زود اومدم تو،دخترمو با خودشون برد بالا
الان چیکار کنم؟برم بگیرم؟نمیدونم اه نه از اون بی احترامی و بی حرمتی اون روز نه به این دلتنگیا