منم یمدت خیلی دمبالش بودم خیلی درگیرش بودم حتی این اواخر ی ترسی داشتم ک میگفتم اگر اینجور بشه خودمو میکشم ...و شد...اما ترسش و فکر کردن ب اون ترس خیلی خیلی بدتر اتفاق افتادنش بود
ولی میدونی ب چ نتیجه ای رسیدم؟
ب اینکه من روحم داغونه شاید این روح داغونو بتونم با جسمم درستش کنم اما اگر بل همین حال بد بمیرم تنها چیزی که واسم میمونه همین روحه نابودیه که دارم اونم تا اخرین جایی که نمیدونم چی میشه و کجا هست و حتی دیگه جسمی هم ندارم که حتی شده با قرص یا کارای خوب درستش کنم