چند روز پیش هووم خودکشی کرد، خودکشی ناموفق؛ دلیلش این بود که فهمید من هووش هستم. نتیجه این شد که من مورد تحریم همسرم قرار گرفتم.. در حالی که هووم سر من اومده بود و من سر اون نیومده بودم... مورد تهدید و بی احترامی همسرم قرار گرفتم.. در حالی که من فقط به شماره ی همسرم زنگ زده بودم و با اینکه سه ماه بود میدونستم که هست هرگز بهش نگفته بودم هووش هستم و با ادب و محبت باهاش رفتار کرده بودم و با اینکه همسرم منو ترک کرده بود و با اون زندگی میکرد و همه ی درآمد و محبتش را نصیب اون میکرد، صبر کرده بودم و در حق شوهرم هم خیلی فداکاری و گذشت زباد کرده بودم.. دلم میخواد بدونم چرا وقتی هووم خودکشی کرد همسرم اینقدر به من بی احترامی کرد، من که هرگز به اون خانم نگفته بودم هووش هستم، حتی باهاش مهربون بودم.. احساس دلشکستگی دارم. احساس اینکه مورد ظلم قرار گرفتم. شوهرم با بی ادبی منو طرد کرد با اینکه سه ماه بود بهش میگفتم قبل از اینکه ایشون متوجه بشه، من حاضرم دلوطلبانه از زندگیش برم؛ چون هردو میدونستیم اگر بفهمه خودکشی میکنه؛ اونم متاسفانه جلوی چشم بچه ها... احساس میکنم شوهرم بمن ظلم زیادی کرده.