این خواستگارم ترک ساوه دو جلسه اومدن شیرینی نیاوردن دست خالی آمدند ولی
خودشون میگن پسر دستو دل بازه
جلسه اول پسر اومدبا خانوادش
این جلسه خانوم بود بازم دست خالی اومدن خواهراو مادرش
این جلسه انتظار داشتم بیارن چون آشنا ام بودیم
انگشتر نشون میگفتن نمیگیریم الزام نیست سرویس اینام اگه در توانش بود
کلا هرچیزی رو میگفتن هرچی در توانش بود
این جلسه ام آقا پسر خودش آورد رسوند باز یه بسته شکلاتم نگرفته بود من خودم باشم خجالت میکشم
خب واقعا الان شیرینی گرون ولی یه شاخه گل میتونست بیاره
آخرش خواهرش گفت دختر شوهر دادن این زحمتارو داره بعدش گفت شوخی کردم 😏اگه بدونید چقدر برا ما زحمت داره تمیز کاری اینا جدا از هزینه، زحمتش بیشتره بازم خسیس بودن شو باید ببینم
چند روز پیشم رفتیم کافه گفتن بریم پارک گرمه گفتیم بریم کافه ای جایی انگار زیاد راضی نبودن
گفتم دست خالی نمیان ایندفعه اصلا زشته