نگاهی که به ازدواج داری وقتی که مجردی خیییییییلیییییی فرق میکنه با نگاهی که وقتی متاهلی داری به خصوص وقتی سنت کمتره...
فک میکنی قراره یکی باشه بخندی باهاش بیرون بری فیلم ببینی شام بزاری آقایی برسه ...تنها نباشی بغلت کنه بغلش کنی ...بگین بخندین خوش باشین ...
وقتی میری تودلش ....من نمیگم واسع همه اینطوری میشه یا همه همینارو باهم تجربه میکنن...
ولی ازدواج میشه خدایی نکرده دیدن خیانت و شکستن وفاداری
ازدواج میشه کنترل گری خودشیفته گی خود خواهی زورگویی سلطه گری .....کسی که ممکنه واسه هرچیزی بهت گیر بده ...لباس درس هنر شغل رانندگی رفتوامد خرید و.....
میشه دل شکستن های پی درپی میشه تنهاتر شدن وسط دنیایی که میدونی یکی هس ولی نیس
گاهی اوقات همسرت رفیقت نمیشه ...مانعت میشه
شاید اهل بغل و نازو نوازش زنش نباشه ...چیزی که تو مجردیات فک میکردی ....شاید حتی نیازات رفع نشه ....
نمیخوام کسی رو بدبین کنم اما اون روی سکه هم دیدن داره....نمیخوام بگم اره بدترین چیزها هس ....اما میخوام بگم شاید خیلیا از این همه سودای ازدواج فانتزی هایی رو تو سرشون دارن که از دنیای واقعی خیلی دوره