فیلم سینمایی گاو اثر داریوش مهرجویی
من رو به وجد اورد به صورت جدی،
شاید بنظرتون موضوع تکراری سطحی یا مسخره ای داشته باشه
اما اگر چند لایه بهش فکر کنیم خیلی جذابه
خلاصه: یه مرد روستایی که فقط با یه گاو خرج خانوادشو میده کم کم به شدت بهش وابسته میشه و به هویتش گره میخوره یه روز تصمیم میگیره بره شهر و گاوش رو میذاره تو روستا اما در نبودش گاو میمیره حالا اهالی تصمیم میگیرن اونو تو خونشون دفن کنن و وقتی صاحب گاو مش حسین اومد بهش بگن گاوش گم شده تا زیاد ناراحت نشه اما وقتی برمیگرده چنان ناراحت میشه که کم کم خودش تبدیل به گاو میشه ادای گاو رو در میاره مثل گاو زندگی میکنه اهالی نگران میشن میخوان ببرنش دکتر تا اون تو راه فرار میکنه و از دره پرت میشه پایین و میمیره:)