دیشب تولد شوهرم بود. مادرش گفت تو خونه ما جشن بگیر من هم نخواستم دلش بشکنه قبول کردم. کلی میوه و خوراکی و کیک خریدم بردم. بعد مراسن کلی از میوه ها و خوراکیها و کیک زیاد اومد.مادرشوهرم با اکراه نصف چیزهایی که زیاد اومد را بهم داد. راستشو بخواید ناراحت شدم انتظار داشتم همشو بده اونوقت من خودم بهش بدم. به نظرتون اشتباه از منه یا رفتار مادرشوهرم زشت بوده
متاهل و متعهد❤💍اون موقع که خدا داشت به اروپایی ها چشمهای آبی و قد بلند و موی بلوند میداد ما ایرانی ها تو صف دماغ و پشم بودیم!!من دوسال پیش۵۵ کیلو بودم که یهو پریودام نامنظم شد و صورتم پر شد از جوش و موهای زائدم بشدت زیاد شد من طی دوسال ۲۳کیلو وزن اضافه کردم.من یک پلی کیستی هستم.تاالان صدبار رژیم گرقتم که وزن کم کنم اما هربار جا زدم چون متابولیسم بدن من با یک بدن معمولی فرق داره و به سختی وزن کم میکنم اما اینبار قسم خوردم که تا تهش میرم قد۱۶۴ وزن اولیه۷۸ وزن الان۶۹ من میتونمممممقبل اینکه به زنا توهین کنی اول یادت بیار که تورو یه زن وارد این دنیا کرده و اگر همون زن که بهش توهین میکنی نبود تو حتی وجود نداشتی چه برسه به اینکه حالا بیای بهش بی احترامی هم بکنی,اگر کمی هم ادم باشی میتونی بفهمی زن هم مثه تو یه انسانه و تو چه بخوای چه نخوای باید بهش احترام بزاری. هر وقت یاد گرفتید تو دایره لغاتتون به جای استفاده از کلمه مطلقه برای زنی که طلاق گرفته و بیوه برای زنی که شوهرش مرده از واژه ی مجرد استفاده کنید اونموقع میشه یه امیدی به بالا رفتن سطح شعورتون داشت!
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بنظر منم باید صدات میکرد آشپزخونه میگفت بیا انقدر اضافه موند وتو میگفتی مامان برای خودتم بردار؛از یه طرفم بنظرم ول کن این چیزا ارزش حرص خوردن نداره یکم میوه وکیک ارزونی مادرشوهرت فکر کن خورده شده
از دیگران شکایت نمیکنم بلکه خودم را تغییر میدهم چونکه کفش پوشیدن راحتتر از فرش کردن تمام خیابان هاست ....مبارزه انسان را داغ میکند و تجربه انسان را پخته ..هر داغی روزی سرد میشود ولی پخته هیچ گاه خام نمیشود
اوه بیخیال بابا فکرتو برای چه چیزایی درگیر کردی حالا فکرکن خورده شده تو مراسم. باهات این حرفارو نداش ...
خوب چون خودش نسبت به من خسیسه. مهمونها گل و شیرینی آوردن هیچکدوم را بهم نداد. وقتی وسیله ها را بهم داد جلوی مهمونها گفت عروسم هروقت بیاد اینجا مهمونی من بهش کلی وسیله میدم . همه هزینه ها را خودم کردم اما طوری حرف زد انگار خودش هزینه کرده
بنظر منم باید صدات میکرد آشپزخونه میگفت بیا انقدر اضافه موند وتو میگفتی مامان برای خودتم بردار؛از یه ...
من اصلا خسیس نیستم هر مراسمی باشه یا هر غذایی که میدونم دوست داره براش میفرستم .خوب یه کم بهم برخورد نمیدونم چرا. اما کینه ای نیستم امروز بگذره یادم میره
من اصلا خسیس نیستم هر مراسمی باشه یا هر غذایی که میدونم دوست داره براش میفرستم .خوب یه کم بهم برخورد ...
بنظر من اگه بخوای از این نظر به قضیه نگاه کنی که هر مراسمی براش غذا میفرستی و هوای مادرشوهرتو داری درباره تولد شوهرت که میگه بیایید خونه من برگزار کنید خودش باید تدارکات میدید نه شما
از دیگران شکایت نمیکنم بلکه خودم را تغییر میدهم چونکه کفش پوشیدن راحتتر از فرش کردن تمام خیابان هاست ....مبارزه انسان را داغ میکند و تجربه انسان را پخته ..هر داغی روزی سرد میشود ولی پخته هیچ گاه خام نمیشود
من از خانوادم دورم و نزدیک مادرشوهرم هستم. دیشب به همه میگفت الی برای زایمان میاد پیشم و اینجا جشن میگیره . من چیزی نگفتم فقط خندیدم. خداراشکر شوهرم به حرفم گوش میده من نه اونجا میرم برای زایمان و قصد هم ندارم جشن بگیرم
ن بابا برای چی بری قشنگ توخونه خودت بگیر اختیار هم داشته باشی. اصلا نمیفهمم چرا گل ها بهت نداده چون ...
لابد دیگه فکر کرده هرچی مال پسرشه مال خودشه. هزینه تولد هم به عهده خودم بود .یعنی از شوهرم نگرفتم.تو حالتهای عادی خوبه اما هرزمان مراسمی دارم کلا یه ادم دیگه میشه. وضعشون خوبه.ندار هم نیستن بگم از روی نداری این رفتار را میکنه