۲۰ سالمه
یه دخترخونگیم از صبح تا شب تو خونم
خیلی بی عرضم نه تونستم دانشگاه قبول شم نه مهارتی بلدم نه سرکار میرم نه درآمدی دارم نه باشگاهی نه کلاسی
هیچ دوستی ندارم کلا یدونه دوست دارم اونم اصلا تا حالا باهاش بیرون نرفتم
وضع مالی خانواده داغون
بهم پول توجیبی و هیچی نمیدن از ترسشون با دوستام نمیرم بیرون
بهم گیر میدن حجاب داشته باش چادر سر کن
با اینکه من نه مثل دخترای همسن و سالم آرایش میکنم نه مثل اونا تیپ میزنم
تو خیابون دخترای همسن و سالمو میبینم دق میکنم همشون خوشگل با کلی آرایش و لباسای قشنگ و آزاد من به زور بهم میگن چادر سر کن
کلی از همسنام عقبم
نه دوست پسری نه نامزدی نه شوهری
خیلی دوست دارم درس بخونم دانشگاه برم سرکار برم مستقل شم درآمد داشته باشم میکاپ یاد بگیرم مثل دخترای همسن و سالم آرایش کنم آزاد باشم
بعضی وقتا میگم ایندفعه هر خواستگاری بیاد بهش جواب مثبت میدم ولی وقتی هم خواستگار میاد میترسم
میترسم اونم محدودم کنه گیر بده اذیتم کنه حامیم نباشه
کاش بشه منم به آرزوهام برسم :)
کاش گیر یه آدم اهل و آدم حسابی بیفتم :)