شیطان یه موقعی با یه نفر هم مسیر شد. بعد توی راه اینا رفتن به راهشون ادامه دادن، شب خوابیدن، صبح این شخص برای نماز بیدار نشد، دوباره به راهشون ادامه دادن، نماز ظهر و عصر وقتش شد، باز این یارو نماز ظهر و عصر نخوند. باز به راهشون ادامه دادن، وقت نماز مغرب و عشا، باز این یارو نماز نخوند. بعد شیطان گفت: اجازه بده، وایستا، استپ! دیگه من نیستم! طرف گفت: برا چی؟ تو خب شیطانی!
شیطان گفت: خب درسته من شیطانم، ولی همین من که می بینی سه هزار سال فقط یه سجدم طول کشیده، بعد من فقط برای بنده ی خدا سجده نکردم، تو خب برا خدا سجده نمیکنی، پس تو اوضاعت خیلی از من خرابتره..
شیطان که رانده شد بجز یک خطا نکرد
خود را برای سجده ی آدم رضا نکرد
شیطان هزار بار بهتر ز بی نماز
او سجده بر آدم و این بر خدا نکرد