تاوان دلم رو باید بدم
لعنت ب قلبم ک انقد مهربونه
لعنت بهش ک انقد سست و ضعیف ک ب خاطر نداشتن طاقت دوری هر حرف زوریو قبول میکنم
لعنت ب من ک عاشق کسی شدم ک همیشه زد تو ذوقم بزرگ ترین آرزوم ک بچه دار شدن بود و ی جوری واسم رقم زد ک دیگه حالم بهم میخوره
توی مسیر دل و دوست داشتن بعد چند سال فهمیدم با معادله و سیاست اومدخ جلو و حالا میگه هر زمان زبونت دراز بشه پرتت میکنم و نمیخوامت دیگه
گناه من چی بوده ک هر روز کارم گریه اس .اگه همین الان بگن دوست داری بمیری دوست دارم بمیرم راحت بشم من دیگه از همه ی احتمالات زندگی خستم