منم مثل تو قضیه رو خودم فهمیدم ولی نتونستم درونم نگهدارم
دقیقا تایم تولدم بود همین موقع ها
خلاصه مامانم فهمید ولی شرایطی پیش اومد که بابام گفت ساجده ( من ) نباید بفهمه با اینکه میدونستم
تا مدت هاااا وانمود کردم نمیدونم و نمیدونی چقدرررر سخت بود
اینکه بابامو بغلش کنم بوسم کنه
از یه طرفم مامانم جز من هیچکسو نداشت و رو پاهای من گریه میکرد
بعد مجبور شدم برم پیش تراپیست 💔