چند ماهی هست سی سالم شده همه چیز زندگیم هم محیاست خونه ماشین شغل ، در حد فوق العاده نیستن ولی اوکی ان فقط انگار شوق زندگی ندارم مجرد هم هستم خانواده هم چشم انتظار ازدواج منن تک و توک هم موهام و ریشام سفید شده ، پیر شدیم الکی زندگی هم نکردیم
من از خودم برات یه سرزمین ساختم ، تو شب و روز فکر اونور مرزی... آقا هستم
بلاخره عمرت ک حروم نشده ی زندگی ای ساختی برا خودت سنتم برا ازدواج عالیه
ماکه بحران سی سالگی نکشیدیم بسکه تو بحرانای مسخره متاهلی دست و پا زدیم نفهمیدیم عمر نازنین بیست تا سی چجوری گذشت همسر بدد ادمو پیر میکنه کاش ما سی میشدیم بعد ب ازدواح فک میکردیم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
بحران سی سالگی شنیدی؟ الان دیگه نه جوونم نه میانسال مابین این دوتاست این سن یکم حس میکنی دیر شده
بی خیال سخت گرفتی ما انقدر در گیر زندگی شدیم که اصلا نمی دونیم بحران چی هست
بهترین بهانه برای شروع روزجدید من فرشتههای خوشکلم هستن وهمسر مهربونم پسرایعزیزم امیدوارمکهزیرسایهی خداهمیشه سالموموفقباشد😍😍قلبت را نگاه دار….اگر هم روزی خواستی کسی را در آن جای دهی….سعی کن فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را….بیشتر از خود و کمتر از خدا دوست دارم