2777
2789

امروز از سرکار اومد هنوز لباسشو عوض نکرده بود داشتیم حرف میزدیم یهو گفت ادم سرکار حالی به حالی میشه دیگه باهاش حرف نزدم هرچی گفت چته هیچی نگفتم  اگه.

اخلاقشو میشناسم داد و هوار راه  میندازه ولی خودش  میدونه چرا عصبی شدم.ناهار خورد رفت خوابید رابطه زناشوییمون خوبه اندامم هم نسبتا خوبهو اززندگیمون راضیه 6 ساله ازدواج کردیم چشم چرونی ازش ندیدم.جمله اشدیوونه ام کرد امروزم نزدیک ظهر اومدرفت حموم گفت سرکار خیلیی گرمه.

چکارکنمدلم داره میترکه ازش خیلییی ناراحتم.  

راهنمایی کنین اما لطفا به من و همسرم توهین نکنین.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خب میپرسیدی یعنی چی حرفش؟

گفتم دوستت دارم گفتی دلیلت چیست؟گفتم به حکم عقل دوستت دارم عقل نهیبم زد مگر عشق از تو جز خاکستری گذاشته که من را امضای ان مینامی ،خندیدی گفتم نخند به حکم احساس دوستت دارم ،حس  نگاهی سخره امیز بر جانم انداخت که تو من زیر پای غرور هر کس و نا کسی له کردی انوقت دلیل بر مدعایت شدم ؟چشمانم اشکبار شد و تو پیروزمندانه من را نظاره کردی دستهایم را نگاه کن خالی خالی خالیست چیزی ندارم تا خود را به تو ثابت کنم روزگاری سینه ای داشتم پر از شور اما حال خاکستریت که که بوی سوختنش شهره ی عالمیانم کرده،قلبی داشتم پر از نبض جوانی اما امروز انقدر ترک خورده که که حتی نمیتوان التیامش داد  ، دست هایی داشتم ،اصلا خودت بیا بیا دستهایم را نگاه کن خالی خالی خالیست ، نازنینم من تو را بی هیچ دلیل و حجت و برهانی   دوست دارم میشود بی دلیل دوستت داشت ؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792