2777
2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 879 بازدید | 231 پست
ترسم از کشته شدن نیست از آن میترسمکه هموزم رمقی باشد و قاتل برود

با دل گفتم که ای دل از نادانی

محروم ز خدمت شده ای میدانی؟

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

دانی که چرا سر نهان با تو نگویم؟طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن بِه که ببندی و نپایی

یاد باد انکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

آب طلب نکرده همیشه مراد نیستگاهی بهانه ایست که قربانیت کنند

دانی که چرا در سیر خویش بر خود میلرزد قلم؟

ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

یاغی نی ام ترحمی ای پادشاه حسنگردن کشیده ام که تماشا کنم تو را

ای کعبه به داغ ماتمت نیلی پوش

وز تشنگی ات فرات در جوش و خروش

ای خوش آن عاقل که زد بر کوچه ی دیوانگی... :)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108